ایرانگردی - میراث جهانی در زابلستان - 1 فروردین 1394
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: استان سیستان و بلوچستان

میراث جهانی در زابلستان - 1 فروردین 1394

 

کوه خواجه باید رفت. از کنار مزارع سر سبز رد میشویم.


این برکه باقیمانده هامون هیرمند از مجموعه دریاچه(تالاب) هامون است. 

 

این ساختمان شیلات است با قایقهایی که له له آب میزنند. 

غصه دار میشوم. ما انسانها چه کرده ایم؟

 

علیرغم شلوغی در پای کوه، کسی به بازدید بنا نمیرود، شاید هم قبلا رفته اند.

به بالای کوه میروم.

 

آماده میشوم که ورود کنم به محوطه

 

قبل آن به عقب باز میگردم و تصور میکنم که این کوه به مانند جزیره ای در وسط دریاچه

بوده است و اکنون .... 

 

 از بین دربها هم نگاه مبکنم

 

 اینجا ابهتی دارد وصف ناشدنی

 

 

 

 در این محوطه قبلا طاقی وجود داشته است که ترسیم کرده ام آنرا

 

نقاشیهای دیواری با رنگهای باقیمانده را میتوان دید

 

 و با دست دل لمس نمود و نه با دست جان.

 

 اینجا زمانی نقاشیهایی داشته که بر اساس اطلاعات راهنما توسط یاستان شناسان

اروپایی کنده شده بود.

 

 این بی بدیل بود.

 

 دهان اسب با چوب درخت کنار به دیوار دوخته شده.

چرا کنار؟

 

 

 راه ادامه داشت و به بالای کوه میرفت و اینها هنر دست نیاکان ما بود.

 

این هم آرامستان این مجموعه

 

 باز هم دیوار چینی برای راه پله

 

در حال کاوش.

ستونهای پشتی را فراموش کردم بپرسم.

 

در هنگام خروج از مجموعه، قلعه دختر بر بالای کوه نظاره گر جاده بود.

 

جاده را به سمت جنوب ادامه میدهم توربین بادی زابل را هم میبینیم.

 

پسر کوچکم دوان دوان به سمت شهر سوخته میرود.

 

 

 کارگاه تهیه کاهگل

 

 

 

تپه ای با انبوه سفال.

 

1 - تاسف آور است که برای یافتن کوه خواجه چندین بار جاده را بالا و پایین کردم از بس 

تابلو نبود.

2- برای مصیبت آب چه مرثیه ای بگویم؟

3- انبوه سفالها در دهانه غلامان، کوه خواجه و شهر سوخته مرا به یاد نفت انداخت که 

فکر میکنیم از بس داریم پس مصرف کنیم.

 

4-روح ارنست هرتسفلد شاد باد.

5-خدایا! آخر و عاقبت ما را با پرشین بلاگ و بلاگفا ختم به خیر بفرما.

 

ادامه دارد ...