استان فارس - کازرون - بی شاپور در بیشاپور

در کنار رودخانه قدم میزدم، رودی که شاپور مشهور است و به تنگ چوگان میرسد و غار شاپور. چه گوارا آبی دارد این رود زلال.

 

قلعه ای بر بالای کوه میبینم، کسی مرا نمیپاید.

 

دیوار طولانی را میبینم، به گمانم دیوار شهر است، گرسنه و تشنه ام.

 

از درب کوچکی در کنار دروازه داخل میشوم و پشت سرم را نگاه میکنم.

 

آثاری از شهر هویدا میشود.

 

نزدیکتر میروم، دو مناره بلند را در جلو چشمم خودنمایی میکنند.

 

از شهر گذر میکنم، به یکی از خانه ها میرسم.

 

داخل میشوم، کسی نیست. گویا به محل کار رفته اند.

 

بیرون می آیم، ظرف شکسته خالی را میبینم که در زمین ثابت شده است.

 

از حفره ای که پنجره نیست، مناره ها را مینگرم.

 

چه ابهتی دارد، آفرین بر سازندگانش.

 

به خط پهلوی بر روی ستونها، آنها را بنای یادبود معرفی میکند

«بنای یادبود شهر بیشاپور»

 

دیواری میبینم، صاف و زیبا

 

و البته سترگ که گویا بالای این دیوار مجسمه بوده است.

 

از بالا به پایین مینگرم، چه محوطه وسیع و با عظمتی.

 

دور بنا میگردم و راه ورود را می یابم، به پایین میروم.

 

فضای روحانی بنا مرا در برمیگیرد.

 

صدای شیپور می آید، وارد راهرویی بلند میشوم.

 

در «تالار تشریفات»، شاپور شاه به من میگوید که «معبد آناهیتا» سمبل احترام به آب است، و سپاسگزار از اینکه آنجا را ارج نهاده بودم.

 

پیشکاران کاخ، مرا به «ایوان موزائیک» میبرند.

 

چه سنگتراشان و هنرمندان بزرگی دارد شاپور شاه.

 

جلوتر که میروم، ورودی کوچکی مرا فرا میخواند.

 

اینجا صدای درس می آبد و مشق از دوران فرزندان بویه ماهیگیر.

 

صدای گاو می آید، شاخهایش را شکسته اند و دوستانش ر ابه تاراج برده اند تا اهلی کنند در لوور پاریس.

 

آهای، کجا میروید؟

 

اسب را می تازد، به کجا چنین شتابان؟

 

آی مردم، کسی در شهر نیست؟ چرا در ظرفشویی شهر، ظرفها شکسته است؟

چرا ظرفشویی شبیه زباله دانی است؟

آی شاپور ! آی فرزندا بویه ! آی کازرونی ها !

شهر صاحب ندارد؟ من گرسنه و تشنه ام !

/ 12 نظر / 100 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهریار (سفرنویس)

سلام آقا چرا خبر نمی کنید که با شما همسفر شویم و لذت ببریم از همراهی و آه بلند بکشیم با هم ، شاید صدایمان برسد، به گوششان

شفق

استاد اقر به خیر...بیشتر تشریف بیارید

سعید میدانی

سلام. از نوشته ها و عکسهاتون بسیار لذت بردم . تشگر از شما با اجازه و افتخار صفحه شما رو لینک کردم.

محمدعلی

سلام. بسیار زیبا.اگر درباره مطالب تاریخی منطقه هم مطالبی بیاورید کاملتر میشود. ممنون.

جعفریان

درود جناب انصاری بسیار زیبا به تصویر کشیدید پیروز باشید

نگارکازرونی

واقعا شهر ما انگار صاحب نداره ... وقتی که به روستایی ها اجازه میدن توی دریاچه آب شیری تلمبه بندازن وقتی نقش برجسته های تنگ چوگان داره خراب میشه و برا ترمیمش کاری انجام نمیدن .... واقعا نمیدونم مسئولین و مردم شهرم خواب هستن یا براشون مهم نیست ... من یه کازرونیه اصیلم وقتی میبینم داره شهرم خراب میشه گریه ام میگیره.شماها کمک کنید...

علیرضا نجفی مهیاری

سلام خاطرات سفر من در سال 85 و به بیشاپور زنده کردید..واقعا محوطه ی دیدنیست...ممنون از گزارش.

امید

سلام ممنون از اینکه گمشده ها را جلوی چشمان میاری ... پایه ستون های شکسته اش چه دردناکه ... درست مثل تخت جمشید...

کاظمی

سلام. گزارش خوب و دلنشینی بود. یک سوال خصوصی. شما با دکتر سبط الشیخ انصاری متخصص قلب که استادمون بودن نسبتی دارید؟